حل جدول

حل جدول

در این دسته بندی 126 لغت وجود دارد که با حرف ص. شروع می شود
صائب
راست - درست

صابر
صبر کننده- شکیبا- بردبار

صابون خیاطی
مل

صاحب اثر روح تنهایی
پرسی شلی

صاحب اثر لغت نامه
دهخدا

صاحب باغ
بندار

صاحب تاریخ گزیده
حمدالله مستوفی

صاحب تذکره الشعرا
دولتشاه سمرقندی

صاحب کتاب المجسطی
بطلمیوس

صاحبدل
عارف- خداشناس- دلیر

صادر میکنند
بیانیه

صارم
شمشیر برنده- مرد دلاور

صاع
پیمانه ای قریب سه کیلو گرم

صاعد
بالا رونده

صاعقه
رعد و برق - آذرخش- ارتجک

صاف
زلال - بی غش- پاک - روشن

صافی و پالونه
راوق

صامت
خاموش - ساکت

صانع
آفریننده- سازنده- صنعتگر

صبا
بادی که از شرق وزد- باد برین

صباء
کودکی- بچگی

صباح
صبح زود- بامداد- اول روز

صباحت
خوبرویی- زیبایی- جمال و خوبی

صباغ
رنگرز- رنگ ساز

صباوت
کودکی

صبر زرد
سیماهنگ- الوا

صبغ
رنگ کردن

صبی
پسر بچه - کودک

صبیح
خوشگل- زیبارو

صبیه
دختر - دختر بچه

صحاح
راست و درست - بی نقص- تندرست- بی عیب

صحاف
کسی که کتاب را ته بندی و جلد میکند

صحرا
هامون- دشت- قاع - راغ- بیابان

صحرا نام قدیم
ریودواورو

صحرای آزمایشات آمریکا
نوادا

صحرای آمریکا
نوادا

صحرای ازبکستان
قزل قوم

صحرای جنوب آفریقا
کالاهاری

صحرای خشک و بی علف
لغ

صحرای شیلی
اتاکاما

صحرای مصر
سینا

صحرایی در مغولستان
گبی

صحن
وسط حیاط - بشقاب

صحن دادگاه
پارکه

صحیفه
نامه - کتاب- روزنامه

صد دینار
صنار

صدارت
بالا نشینی- تقدم- منسب نخست وزیر یا صدراعظم

صدای بم
باس

صدای پشه
وز

صدای زنبور
وز

صدای قلم هنگام نوشتن
صریر

صدای ناله
غرن

صدر
سینه - سینه انسان- مقدم- پیشوا

صدر اعظم
نخست وزیر

صدر اعظم آهنین آلمان
بیسمارک

صدر اعظم ایران در دوره فتحعلی شاه
اعتمادالدوله

صدمه
اک

صراحت
خلوص- وضوح

صرصر
باد شدید- باد تند

صره
همیان - کیسه پول- توبره

صریر
بانگ کردن-صدای قلم هنگام نوشتن

صعب
دشوار - سخت

صعلوک
فقیر - درویش- بی چیز- ضعیف

صعوه
گنجشک

صغر
کودکی- کوچکی- خردی

صف
رج- رده - ردیف

صفار
رویگر

صفت شیطانی
خناس

صفحه تلفن
در سال 1889 توسط جان دی آمریکایی

صفحه مدار الکتریکی
کیت

صفحه نوشتار
لوح

صفراء
زرداب- زرد رنگ

صفه
ایوان- شاه نشین

صقل
زدودن و پاک کردن زنگ و چرک

صلابت
سختی - استواری

صلب
سخت - درشت- قوی

صلبیه
پرده ای در چشم

صلح
سازش- آشتی

صلصل
فاخته

صلیب
خاج- چلیپا

صلیه
عطیه- احسان- جایزه

صم
کر

صمات
سکوت- خاموشی

صماخ
داخل گوش- سوراخ گوش

صمد
بی نیاز- پاینده

صمصام
شمشیر برنده

صمغ
انگم- زنخ

صمغ بادام کوهی
ازدو

صمغ بوته خار شتر
ترنجبین

صمغ درخت
سقز-انگم

صمغ درخت کاج
تربانتین- ریتیانه

صمغ گیاهی
رزین

صمغ معطر
کندر

صندوقچه
طبله

صندوقچه جواهر
درج

صنع
آفرینش- ساختن- آفریدن

صنعت
کار- پیشه- هنر- حرفه

صنم
بت- فغ

صنوبر
ناژو - کاج

صهباء
شراب- سرخ و سفید

صهر
قرابت - خویشی- داماد

صهیون
نام بیت المقدس

صواب
راست و درست

صواف
پشم فروش

صوب
طرف- ناحیه- جهت- راست - درست

صوبه
حاکم - فرماندار

صوت شناسی
اکوستیک

صور
بوق

صوف
پشم گوسفند

صوفی ایرانی معروف به صفی علی شاه
میرزا حسن اصفهانی

صوفی وشاعر قرن چهرم و پنجم
ابوسعید ابوالخیر

صولت
هیبت- حمله- قدرت

صولجان
چوگان- عصا- عصای پادشاهی

صوم
روزه

صومعه
دیر- تربال- خانقاه- عبادتگاه راهب

صیاد
شکارچی- دامیار

صیاغت
ریخته گری- زرگری

صیاغی
ریخته گری

صیام
روزه گرفتن

صیانت
حفظ کردن - نگاهداری

صیت
آوازه

صیحه
بانگ - فریاد

صید
شکار

صیغه
شکل - نوع

صیف
تابستان

صیقل
زداینده- جلا دهنده- تیز کننده


اضافه کردن لغت جدید